تبلیغات اینترنتیclose
اهل آباد:: در اين بوران پاييزى نمى‏بينم بهارى را( باقر رمزی) باصر
پیچک( باقر رمزی) باصر
شعر و ادب پارسی

 

 

باقــر رمــزی

::بـــــــــــــــــــــــــــــــــاصر::



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 22 ارديبهشت 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

اهل آباد::

 

 در اين بوران پاييزى نمى‏بينم بهارى را

من آن برگم كه از زردى بپوشانم خمارى را

خماران راز تنهايى به مى خواران نمى‏گويند

من آن رازم كه با رازم نياز آرم به زارى را

مگو حق را به نااهلان كه نااهلان همى خندند

در اين دنياى نااهلى ببين اهلى به دارى را

بسوزانم در اين هستى بساط عيش و سرمستى

كزين گلزار بى‏بنيان گرفتم بوته خارى را

به رؤياها سفر كردم ببين رؤياى تشويشم

به دستم مشك خالي را به دوشم كوله بارى را

سحر گفتم به تاريكى سكوتم ار كه برخيزد

بگيرد دامن طغيان رها سازم شكارى را

 

 

( باقر رمزی) باصر

برچسب ها : ,

موضوع : جهنم سرد درجه بیست و دوم, | بازديد : 270