تبلیغات اینترنتیclose
خواهم خفت::بر سر كوى تو من تا به سحر ( باقر رمزی) باصر
پیچک( باقر رمزی) باصر
شعر و ادب پارسی

 

 

باقــر رمــزی

::بـــــــــــــــــــــــــــــــــاصر::



نوشته شده در تاريخ يکشنبه 22 ارديبهشت 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

خواهم خفت::

 

بر سر كوى تو من تا به سحر خواهم خفت

تا ز خاطر برود ديده‏تر خواهم خفت

خاطراتم همه در كنج خرابات گذشت

چو خطر آمده با خون جگر خواهم خفت

من كه بيمار توام بهر دوا آمده‏ام

مى‏روم با دل خود سوى دگر خواهم خفت

تا كه پابوس بتان را نكنم عادت خويش

برنخيزم من مسكين ز اثر خواهم خفت

بت سنگى ندهد آب حياتت منيش

اى كه گفتى كه شب است تا به سحر خواهم خفت

تو مراد دل خويش از دل بتخانه بگير

من ز پيمان خدا بهر تبر خواهم خفت

باصر از روز ازل لعبت جانانه يكيست

با اميد آمده‏ام همچو بشر خواهم خفت

 

 

( باقر رمزی) باصر

برچسب ها : ,

موضوع : جهنم سرد درجه بیست و یکم, | بازديد : 295