تبلیغات اینترنتیclose
اى كه در بتخانه هر شب ترك تازى مى‏كنى( باقر رمزی) باصر
پیچک( باقر رمزی) باصر
شعر و ادب پارسی

 

 

باقــر رمــزی

::بـــــــــــــــــــــــــــــــــاصر::



نوشته شده در تاريخ جمعه 20 ارديبهشت 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

اى كه در بتخانه هر شب ترك تازى مى‏كنى

از چه رو با اشك مردم عشقبازى مى‏كنى

عشق مردم نان و پول و برق و آب و گاز نيست

جان مردم با غل و زنجير و حدّ دمساز نيست

 

( باقر رمزی) باصر

***

 

در كسوت استادي گشتيد در اين وادي

تا در ره آزادي جان از دل و جان دادي

آزادي ام از جانت شكرانه ام از نانت

با دل شده قربانت چشمي كه شد احسانت

 

 

( باقر رمزی) باصر

***

 

شاگرد زند داد و هم استاد ندائي

الحمد خدايي كه به ما داد ندائي

اي داد كه از دامن صحرا نكشيدند

سنگي كه زد از تيشه فرهاد ندائي

 

 

( باقر رمزی) باصر

***

 

 

اسپند مرادم همه در آتش زرتشت

زرتشت چرا دانه اسپند مرا كشت ؟

اين چيست كه در زورق ابهام بجنبد؟

موساست ز بد عهدي ما كرده به ما پشت

 

 

( باقر رمزی) باصر

 ***

 

برچسب ها : ,

موضوع : جهنم سرد درجه هفتم , | بازديد : 232