تبلیغات اینترنتیclose
باغ طراوت :: تو كه در دشت فلان كوه سبد مي سازي( باقر رمزی) باصر
پیچک( باقر رمزی) باصر
شعر و ادب پارسی

 

 

باقــر رمــزی

::بـــــــــــــــــــــــــــــــــاصر::



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 17 ارديبهشت 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

باغ طراوت ::

 

 

تو كه در دشت فلان كوه سبد مي سازي
تكيه بر بيد بلنداي جواني زده اي

ياد ايامي كه در بستر كوه
با صدايت غزلي مي خواندي ؟

شعر ليلا ها را ؟
شعر مجنونها را ؟

تو به يادت داري ، تو به يادت داري ؟
روزگاري كه جوان تر بوديم ؟

پا به پاي رمه از دشت بزرگ ؟
پر از لاله سرخ ؟

مي گذشتيم به صد شوق و اميد ؟
اي فلاني تو به يادت داري ؟

آن غزالي كه غزل وار در آن مي رقصيد ؟
سمن كوچه بالا را چه ؟

لنگ لنگان پي باغ پر انگور درشت ؟
تا سحر مي چرخيد ؟

كد خداي ده بالا را چه ؟
كه سحر گلها را

از دل باغ طراوت مي چيد ؟
و به هر غنچه گلي را به تبسم مي داد ؟

حيف كز باد خزان سبدي بيش نماند
از گل سوسن و ياس اثري هيچ نماند

كه مرا ياد قديم اندازد
ياد آن روز به خير ، ياد آن روز به خير

 

 

( باقر رمزی) باصر

برچسب ها : ,

موضوع : جهنم سرد درجه دوم, | بازديد : 458