تبلیغات اینترنتیclose
دوش به رؤيا سفرى رفته‏ام ::( باقر رمزی) باصر
پیچک( باقر رمزی) باصر
شعر و ادب پارسی

 

 

باقــر رمــزی

::بـــــــــــــــــــــــــــــــــاصر::



نوشته شده در تاريخ شنبه 21 ارديبهشت 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

دوش به رؤيا سفرى رفته‏ام

 **

دوش به رؤيا سفرى رفته‏ام

پيش خداى دگرى رفته‏ام

او چو به احوال من آگه نبود

ترك وفا كرده به هنگام جود

تا كه سرم را به زمين دوختم

ز آتش كامش دل و دين سوختم

چشم ترم عاقبت هوشيار شد

بسترم از وحشتم ادرار شد

آكه بر آن روى بزك مى‏كنند

روى دگر سرد و گزك مى‏كنند

آرى به من آر تو از رأفتت

رأفت بى خاتمه‏ى رفعتت

زار و پريشانم و دلدار نيست

اى فلك اين دل بود انبار نيست

لحظه‏ى پرواز دلم را بگو

آخر اين راز الم را بگو

بيش از اين زارى ندارم به جيب

بس نبود اين همه صبر و شكيب

صبر و شكيبايى‏ام از دست رفت

موسم زيبايى‏ام از دست رفت

چين، غم آورده به پيشانى‏ام

هندِ لبت نقطه‏ى حيرانى‏ام

 

( باقر رمزی) باصر

برچسب ها : ,

موضوع : جهنم سرد درجه هشتم, | بازديد : 180