تبلیغات اینترنتیclose
كوثر و زمزم نم درياى او::( باقر رمزی) باصر
پیچک( باقر رمزی) باصر
شعر و ادب پارسی

 

 

باقــر رمــزی

::بـــــــــــــــــــــــــــــــــاصر::



نوشته شده در تاريخ شنبه 21 ارديبهشت 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 كوثر و زمزم نم درياى او

**

 

  كوثر و زمزم نم درياى او

صاعقه با بارشى از ناى او

فصل كسوف آمد و خورشيد رفت

ماه بروج آمد و ناديد رفت

حورى صفت بودم و شيطانى‏ام

غارنشين بودم و دالانى‏ام

خاك ندانست كه من افلاكى‏ام

واى خطا رفته و من خاكى‏ام

خاك من از خاك يمين آمدست

آتش و آذر به كمين آمدست

خاك بيا تا ره بيعت رويم

نعره زنان راهى هيئت رويم

ما كه سزاوار توئيم از ازل

كور بود چشمه آب از امل

آ كه توان از كف خود داده‏ايم

بابت نانى دف خود داده‏ايم

دف به ستوه آمده از كوفتن

كوفتن همره شده با سوختن

خانقه آسايش آتش بود

سوز درون مايع سركش بود

 

 

( باقر رمزی) باصر

برچسب ها : ,

موضوع : جهنم سرد درجه هشتم, | بازديد : 76